بهینه سازی سایت

ثبت دامنه

آگهی رایگان

طراحی وب سایت

مواد شوینده

تبليغات|طراحی سایتX
استدلال گاگولي!-گاگول

گاگول

نظر يادت نره


 
پسر متوّجه دو ديوار براق نقره‌اي رنگ ميشود كه بشكل كشويي از هم جداشدند و دو باره بهم چسبيدند، از پدر ميپرسد، اين چيست ؟پدر كه تا بحال در عمرش آسانسور نديده ميگويد پسرم، من تا كنون چنين چيزي نديدم، ونميدانم...در همين موقع آنها زني بسيار چاق را مي بينند كه با صندلي چرخدارش به آن ديوار نقره‌اي نزديك شد و با انگشتش چيزي را روي ديوار فشار داد، 
ديواربراق از هم جدا شد ، و آن زن خود را بزحمت وارد اطاقكي كرد، ديوار بسته شد، پدر و پسر ، هر دو چشمشان بشماره هائي بر بالاي آسانسور افتاد كه ازيك شروع و بتدريج تا 30 رفت، هر دو خيلي‌ متعجب تماشا ميكردند كه ناگهان ، ديدند شماره‌ها بطور معكوس و بسرعت كم شدند تا رسيد به 1، دراين وقت ديوار نقره‌اي باز شد، و آنها حيرت زده ديدند، دختر ۲۴ ساله موطلايي بسيار زيبا و ظريف ، با طنازي از آن اطاقك خارج شد.پدر در حالي كه نميتوانست چشم از آن دختر بردارد، به آهستگي، به پسرش گفت : پسرم ، زود برو مادرت را بيار اينجا!!! 
|لينك ثابت| زریده توسط گاگولی در 18/4/1390 و ساعت 12:51+ ارسال نظر